تبلیغات
ثانیه :: گالری طرح های با کیفیت مذهبی



عنوان طرح: تنها ماندم
توضیحات طرح: طرح گرافیکی از کشف شهید گمنام در مناطق جنگی جنوب کشور
مشخصات عکس: عکاس: مجتبی نیکنام / مکان: شرهانی / زمان: بهمن 88

          فایل های ضمیمه شده:
1- فایل طراحی گرافیکی در اندازه 1000*1350 پیکسل / قابل استفاده برای عموم
2- فایل طراحی گرافیکی با قابلیت چاپ در ابعاد بزرگ / قابل استفاده برای اعضای گروه اینترنتی ثانیه (جهت عضویت کلیک کنید)
3- فایل برداری (PDF) نستعلیق استفاده شده در طرح / قابل استفاده برای اعضای گروه اینترنتی ثانیه (جهت عضویت کلیک کنید)
راهنمای دانلود فایل ها:
1- بر روی تصویر بالا کلیک کنید یا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
2- در صفحه باز شده به انتهای مطلب و به قسمت "دانلود فایل ها" بروید
3- بر روی فایل های مورد نظر کلیک کنید
4- فایل باز شده را ذخیره کنید بسم الله
این عکس مربوط میشه به بهمن ماه 88 و منطقه مرزی شرهانی
اون سال وقتی رسیدیم به منطقه شرهانی، رفتم پیش بچه های تفحص شهدا
بعضی ها رو میشناختم
یکی از اون ها دست من رو گرفت، برد کنار یه کانکس
این ور و اون ورش رو نگاه کرد که کسی نبینه
با احتیاط در کانکس رو باز کرد
توی اون کانکس، یه شهیدی بود که تازه توی تفحص پیدا شده بود
اون رو داخل تابوت گذاشتیم
روش هم پرچم ایران کشیدیم
گفتن میخوان ببرنش پیش کاروان سفر به عمق دلتنگی ها (راهیان نور)
اون کاروان هم پشت یه تپه نشسته بودن و یکی داشت براشون خاطره تعریف میکرد
رفتیم پیش یگان مرزی ارتش و یه وانت ازشون گرفتیم
بعد برای اینکه کسی نفهمه یه پتو کشیدیم روی تابوت و گذاشتیمش پشت وانت
بردیمش پشت تپه
من سریع رفتم جلوی جمعیت
دوربین رو دستم گرفتم و عکس گرفتم
جمعیت با دیدن شهید گمنام شروع به گریه کردن کرد
بعد یکی از جمعیت بلند شد و رفت طرف تابوت
نفر بعد هم بلند شده
بعدی هم... بعدی هم... بعدی هم...
همه جمعیت هجوم آوردن
اون تابوت، مثل یک خورشید روی دست جمعیت می درخشید
اون جمعیت سنشون به جنگ نمیرسید
هیچی از جنگ ندیده بودن
ولی عجب تشییعی شد!
برای همین هم همه سعی میکردن یه جوری دست خودشون رو به تابوت برسونن
یکی هم که میرسید سفت میچسبید و ول نمیکرد!
همه دوست داشتن همراه اون شهید برن!
تابوت رو که از جمعیت جدا کردن و بردن، همه یه گوشه ای برای خودشون پیدا کردن و رفتن و گریه کردن...
از این ماندن!
آهی میکشیدن و گریه میکردن!

خدایا، تو را شکر می کنم که اشک را آفریدی که عصاره حیات انسان است. آنگاه که در آتش عشق می سوزم یا در شدت درد می گدازم یا در شوق زیبایی و ذوق عرفانی آب شوم و سراپای وجودم روح می شود؛ لطف می شود، عشق می شود، سوز می شود و عصاره ی وجودم به صورت اشک آب می شود، به عنوان زیباترین محصول حیاتم که وجهی به عشق و ذوق دارد و و جهی دیگر به غم و درد، بر دامان وجودم می چکد. (شهید چمران)

ای شهید ای کسی که بر کرانه ازلی وجود بر نشسته ای، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش(شهید آوینی)

      از دست ندهید:







تعداد دانلود : مرتبه
طبقه بندی: طرح های آماده چاپ، شهید و شهادت، تصویر زمینه،
برچسب ها: شهید، شهادت، جنگ تحمیلی، شرهانی، یادداشت، عکس،
ارسال در تاریخ یکشنبه 22 خرداد 1390 توسط مجتبی نیكنام